|
جدایی |
|
یه روزی,یه جایی,یه جوری,یه کسی,یه چیزی,صبر داشته باش صبر داشته باش |
تو رو به خدا بعد من ، مواظب خودت باش گریه نکن آروم بگیر ، به فکر زندگیت باش غصه ام میشه اگه بفهمم ، داری گریه میکنی شکایت از کسی نکن ، با اینکه خیلی دلخوری دلت نگیره مهربون ، عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی ، از هم جدا کردنمون دل نگرونتم همش ، اگه خطا کردم ببخش بازم منو به خاطر ، تموم خوبیات ببخش منو ببخش منو ببخش اصلآ فراموشم کنو ، فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتره ، بگو منو نخواستی برو بگو تنهایی رو ، خیلی زیاد دوسش داری اگه تو تنها بمونی ، با کسی کاری نداری دلت نگیره مهربون ، عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی ، از هم جدا کردنمون دل نگرونتم همش ، اگه خطا کردم ببخش بازم منو به خاطر، تموم خوبیات ببخش منو ببخش منو ببخش
+ نوشته شده در جمعه 30 دی1390ساعت 14:45 توسط <-داش پیمان-> |
اوصاف علی به هر زبان باید گفت این ذکر به پنهان و نهان باید گفت در جشن ولی عهدی مسعود علی تبریک به صاحب الزمان باید گفت عید غدیر خم مبارک باد
+ نوشته شده در سه شنبه 24 آبان1390ساعت 11:41 توسط <-داش پیمان-> |
از چشم یا آسمان فرقی نمیکند باران وقتی بر زمین افتاد دیگر باران نیست
+ نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت 22:38 توسط <-داش پیمان-> |
در آن شبی که برای همیشه می رفتی
در آن شب پیوند
طنین خنده من سقف خانه را برداشت
کدام ترس تو را این چنین عجولانه
به دام بسته تسلیم تن
فروغلتاند ؟
خنده ها نه مقطع که آبشاری بود
و خنده؟
خنده نه قهقاه گریه واری بود
که چشمهای مرا در زلال اشک نشاند
و من به آن کسی کز انهدام درختان باغ می آمد
سلام می کردم
سلام مضطربم در هوا معلق ماند
و چشمهای مرا در زلال اشک نشاند
(حمید مصدق)
+ نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت 22:35 توسط <-داش پیمان-> |
**بیائید برای آمدنش دعا کنیم و گناه نکنیم** جهت سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج) با توجه به ساحت مقدس ایشان صلوات اللّهمَ صَلّ علی مُحمّد و آل مَحمّد و عَجّل فَرجَهُم در پناه حق
+ نوشته شده در یکشنبه 15 آبان1390ساعت 18:20 توسط <-داش پیمان-> |
سلام دوستان خوبین
یه خواهش دارم میخواستم لطف کنید به این وبلاگ دوستم سر بزنید خوشحال و ممنون میشم یا علی حق نگه دارت
+ نوشته شده در شنبه 1 مرداد1390ساعت 2:24 توسط <-داش پیمان-> |
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تیر1390ساعت 15:42 توسط <-داش پیمان-> |
+ نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1390ساعت 22:23 توسط <-داش پیمان-> |
سلام به همه خوبین؟
اومدم بگم یکسال بزرگتر شدم یک سال دیگه گذشت اما خودم که راضی نیستم انشاالله خدا راضی باشه از من خیلی دوست داشتم امام زمان ظهور میکرد که انشاالله امسال شاهد ظهورش باشیم همتونو دوست دارم تولدم مبارک انشاالله عمر با عزت بکنم
+ نوشته شده در یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 23:6 توسط <-داش پیمان-> |
گفتم خدایا از همه دلگیرم٬گفت حتی از من؟
گفتم خدایا دلم را ربودند٬گفت پیش از من؟ گفتم خدا چقدر دوری؟گفت تو یا من؟ گفتم خدایا تنهاترینم!گفت بیشتر از من؟ گفتم خدایا کمک خواستم٬گفت غیر از من؟ گفتم خدایا دوستت دارم٬گفت بیش از من؟ گفتم خدایا انقدر نگو من!گفت من توام تو من. ...........
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 11:14 توسط <-داش پیمان-> |